به گزارش نسیم امروز، در این یادداشت آمده است:
بیش از یکصد و بیست روز است که بر فرازِ میدانِ شهرِ ما، نه پرچمی ساده، که علمِ عزت برافراشته شده است. روز و شب، در آتشِ تابستان و بُرندگیِ زمستان، پایدار مانده؛ اما این همه، شگفت نیست. شگفت آنکه این علمِ پایداری را نه مردانِ جنگی، که دختران و بانوانِ این دیار، با دستانی که نه شمشیر که حیات میآفرینند، به آسمان سپردهاند.
هر گاه، از آن میدان میگذرم، گویی به کربلایی دیگر گام نهادهام. نه خیمهای از پارچه، که خیمهای از ارادهی زنانه؛ نه علمداری در دستِ عباس، که علمداری از جنسِ ایستادگیِ یک مادر، در برابرِ طوفانها. و زنان، بیهیچ هراسی، آن را بر دوش میکشند؛ با غروری که فریادِ «هیهات مِنَّا الذِّلَّه» را در هر تارِ آن تنیدهاند.
و من، در برابرِ این عظمت، هم غرقِ افتخارم، هم خجل از خویشتن. خجل از اینکه آیا میتوان در صفِ این قیامِ زینبوار، سربازی بود؟ یا تنها نظارهگری بیش نیستم؟
گمانِ من است که مخاطبِ این بعثتِ بزرگ، پیش از هر کس، زنان بودند؛ و مردان، تنها پشتِ سرِ ایشان، اسوهی مقاومتی را تماشا میکنند که از خیمههای کربلا تا این میدان، تداوم یافته است. امشب، اگر پا به میدان گذاری، باز هم آنان را خواهی دید؛ پیشاهنگانی که نه برای تاج و تخت، که برای عزتِ دین و دوامِ این انقلاب، علم برافراشتهاند.
گویی خداوند، این زنان را برای «یومالله» این روزگار ذخیره کرده بود؛ برای آنکه بدانیم پایداریِ یک ملت، نه در توپ و تانک، که در ایستادگیِ مادری است که پرچم را از خاک برمیدارد و تا افلاک میبرد. و این، همان قیامِ کبرای است که تاریخ، دیگر بار، به نامِ زنان رقم خواهد خورد.





