به گزارش نسیم امروز، در این یادداشت آمده است:
مصرف بنزین در ایران سالهاست از یک مسئله اقتصادی و انرژی به موضوعی جدی در حوزه حکمرانی تبدیل شده است؛ اما در شرایط کنونی که کشور با پیامدهای جنگ، فشارهای اقتصادی، استمرار تحریمهای آمریکا، محدودیتهای تجاری و دشواریهای احتمالی در تأمین و واردات سوخت مواجه است، مدیریت مصرف بنزین اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
هر لیتر بنزینی که امروز بدون ضرورت مصرف میشود، در واقع بخشی از منابع محدود کشور را در شرایطی مصرف میکند که تأمین پایدار انرژی، خود به یکی از مؤلفههای مهم تابآوری ملی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد دولت باید به جای آنکه تمام تمرکز خود را بر افزایش قیمت بنزین و انتقال هزینههای بیشتر به خانوارها بگذارد، مجموعهای از سیاستهای فوری را برای کاهش مصرف اجرا کند.
یکی از این راهکارها میتواند اجرای موقت طرح زوج و فرد برای خودروهای شخصی در مراکز شهرستانهای سراسر کشور باشد؛ طرحی که البته باید با استثنا کردن وسایل نقلیه خدمات عمومی و امدادی همراه شود.
بر اساس این پیشنهاد، خودروهای شخصی در روزهای مشخصی از هفته، بر مبنای زوج یا فرد بودن رقم پایانی پلاک، اجازه تردد در محدودههای تعیینشده شهری را داشته باشند. در مقابل، خودروهای خدمات عمومی از جمله تاکسیهای درونشهری و برونشهری، خودروهای فعال در سکوهای حملونقل اینترنتی مانند اسنپ و تپسی، تاکسی ها، خودروهای دولتی، آمبولانسها، خودروهای امدادی و سایر وسایل نقلیه ضروری از این محدودیت مستثنا شوند.
هدف چنین سیاستی، ایجاد یک محدودیت دائمی برای شهروندان نیست؛ بلکه استفاده از یک ابزار اضطراری برای عبور از شرایطی است که کشور با محدودیت منابع و افزایش هزینههای تأمین سوخت مواجه است.
این طرح میتواند صرفاً تا پایان شرایط جنگی و بازگشت کشور به وضعیت عادی ادامه پیدا کند و پس از آن، دولت بر اساس ارزیابیهای کارشناسی درباره تداوم یا توقف آن تصمیم بگیرد.
مزیت نخست چنین تصمیمی، کاهش مستقیم مصرف بنزین است. وقتی بخشی از خودروهای شخصی در یک روز مشخص امکان تردد نداشته باشند، طبیعی است که میزان مصرف سوخت کاهش پیدا کند. البته میزان دقیق این کاهش باید بر اساس آمار تردد، تعداد خودروها، مسافتهای طیشده و الگوی مصرف در هر شهر محاسبه شود؛ اما حتی کاهش محدود مصرف نیز در شرایطی که تأمین سوخت دشوارتر از گذشته شده، میتواند ارزش راهبردی داشته باشد.
مزیت دوم، کاهش فشار برای واردات بنزین است. اگر کشور بتواند با مدیریت تقاضا بخشی از مصرف داخلی را کاهش دهد، نیاز به تأمین سوخت از منابع خارجی نیز کمتر خواهد شد. در شرایط تحریم، محدودیتهای مالی و دشواریهای تجارت خارجی، هر میزان کاهش وابستگی به واردات میتواند به افزایش تابآوری اقتصاد انرژی کمک کند.
این سیاست همچنین میتواند پیامدهای مثبت دیگری داشته باشد. کاهش تعداد خودروهای شخصی در خیابانها به کاهش ترافیک، کاهش آلودگی هوا و صرفهجویی در زمان شهروندان منجر میشود.
از سوی دیگر، اجرای محدودیت برای خودروهای شخصی میتواند استفاده از حملونقل عمومی را افزایش دهد و موجب رونق بیشتر فعالیت تاکسیها، اتوبوسها و سایر خدمات حملونقل عمومی شود.
از منظر اجتماعی نیز این طرح میتواند فرصتی برای بازنگری در الگوی سفرهای درونشهری ایجاد کند. بخشی از سفرهای روزانه با خودروهای شخصی الزامآور نیست و میتوان آنها را به زمان دیگری منتقل کرد، به صورت مشترک انجام داد یا با استفاده از حملونقل عمومی جایگزین کرد. بنابراین، سیاست زوج و فرد تنها یک ابزار انتظامی برای کنترل خودروها نیست؛ بلکه میتواند به مدیریت تقاضای سفر و اصلاح موقت الگوی مصرف سوخت نیز کمک کند.
البته اجرای چنین طرحی بدون برنامهریزی میتواند مشکلاتی نیز ایجاد کند. افزایش تقاضا برای تاکسی و حملونقل اینترنتی، احتمال افزایش کرایهها، فشار بر ناوگان عمومی و مشکلات شهروندانی که دسترسی مناسبی به حملونقل عمومی ندارند، از جمله مواردی است که دولت باید پیش از اجرای طرح برای آنها چارهاندیشی کند. بنابراین اجرای زوج و فرد باید همزمان با تقویت ناوگان عمومی، نظارت بر نرخ خدمات و فراهم کردن دسترسی مناسب شهروندان به وسایل حملونقل عمومی همراه باشد.
در این میان، پلیس راهور نیز میتواند مسئولیت نظارت بر اجرای طرح را بر عهده بگیرد و برای تخلف از مقررات، جریمههای مشخص و بازدارنده تعیین کند. درآمد حاصل از این جرایم نیز میتواند، با سازوکار قانونی و شفاف، به خزانه واریز و برای کمک به تأمین سوخت یا توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی اختصاص یابد.
البته فلسفه جریمه نباید درآمدزایی برای دولت باشد؛ بلکه هدف اصلی باید بازدارندگی و افزایش پایبندی شهروندان به یک مقررات اضطراری باشد.
نکته مهم دیگر آن است که اجرای چنین طرحی میتواند جایگزینی برای افزایش فوری قیمت بنزین باشد. افزایش قیمت، بدون تردید مستقیماً بر هزینه حملونقل و قیمت تمامشده بسیاری از کالاها و خدمات اثر میگذارد و در شرایط دشوار اقتصادی میتواند فشار بیشتری بر خانوارها وارد کند. در مقابل، مدیریت تقاضا تلاش میکند بخشی از مسئله را از مسیر کاهش مصرف حل کند، نه افزایش هزینه برای مصرفکننده.
واقعیت این است که بحران بنزین را نمیتوان صرفاً با افزایش تولید یا واردات حل کرد. وقتی منابع کشور محدود است و همزمان فشارهای اقتصادی، تحریمها و شرایط جنگی، هزینه تأمین انرژی را افزایش دادهاند، مدیریت مصرف باید در کنار افزایش تولید به یک اولویت سیاستی تبدیل شود. اجرای موقت و هدفمند زوج و فرد در مراکز شهرستانها میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی در این زمینه باشد؛ مشروط بر آنکه با مطالعات دقیق، استثناهای روشن، تقویت حملونقل عمومی و حمایت از اقشار وابسته به خودرو همراه شود.
چنین تصمیمی اگر محدود به دوره اضطرار باشد و با شفافیت و عدالت اجرا شود، میتواند همزمان سه هدف را دنبال کند: کاهش مصرف بنزین، کاهش ترافیک و آلودگی هوا و کاهش سفرهای غیرضروری.
در شرایطی که کشور نیازمند استفاده بهینه از تمام منابع خود است، شاید بهترین کمک شهروندان به مدیریت بحران سوخت، نه تحمل افزایش قیمت، بلکه پذیرش یک محدودیت موقت و هدفمند برای کاهش مصرف باشد.





