به گزارش نسیم امروز ، متن کامل این یادداشت به این شرح است:
مرگ، آن حقیقت مشترکی است که دیر یا زود همه ما را با خود روبهرو میکند؛ لحظهای که در آن، دارایی، عنوان، جایگاه اجتماعی و تفاوتهای ظاهری رنگ میبازند و انسان بیش از هر زمان دیگری به یاد حقیقت زندگی و سرانجام خویش میافتد. شاید به همین دلیل است که مراسم سوگواری در فرهنگ دینی ما قرار است فرصتی برای تسلیت، همدردی، دعا، قرائت قرآن، یادآوری آخرت و آرام کردن دل بازماندگان باشد؛ نه صحنهای برای نمایش توان مالی و مقایسه خانوادهها با یکدیگر.
این روزها اما در فضای مجازی، تصاویر و روایتهایی از برخی مراسم تشییع و ختم منتشر میشود که گاه با فلسفه اصلی عزاداری فاصله زیادی دارد.
از سفرههای رنگین و چندین نوع پذیرایی گرفته تا اجاره تالارهای گرانقیمت، قربانی کردن دام در مراسم تشییع، تزئینات پرهزینه و هزینههایی که گاه برای حفظ ظاهر و حرف مردم انجام میشود.
شاید نیت بسیاری از خانوادهها خیر و از سر محبت به متوفی باشد، اما آیا واقعاً این همه هزینه، چیزی به آرامش روح درگذشته یا تسکین دل بازماندگان اضافه میکند؟
توصیهای که از سر برادری میتوان با مردم عزیز در میان گذاشت این است که اجازه ندهیم عزاداری از یک سنت معنوی به مسابقهای برای نشان دادن توان مالی تبدیل شود.
هیچ خانوادهای نباید احساس کند برای حفظ آبرو مجبور است بیشتر از توان خود هزینه کند. هیچ پدری نباید برای برگزاری مراسمی که دیگران از او انتظار دارند، زیر بار قرض برود و هیچ خانواده کمدرآمدی نباید در مجلس عزا احساس کند از دیگران کمتر است.
بارها ائمه محترم جمعه با انتقاد از برخی رسمهای نادرست در مراسم تشییع و ختم و حتی نوع پوشش های غیرمرسوم که در آن هیچ اثری از غم و ابراز همدردی نیست؛ بر همین نگرانی تأکید کرده و خواستار پرهیز از رفتارهایی شده اند که میتواند برای خانوادههای کمبرخوردار فشار و احساس حقارت ایجاد کند.
کشتن دام مقابل جنازه، برگزاری چندین وعده غذا در خانه صاحب عزا ، توزیع انواع میوه و شیرینی و تبدیل مجالس ختم به مراسمی شبیه جشنهای عروسی بارها از سوی بزرگان مورد انتقاد قرار گرفته است.
واقعیت این است که اگر قرار باشد در مراسمی، خانواده داغدار به جای تحمل رنج فقدان، دغدغه پذیرایی، هزینه تالار، تعداد میوهها، نوع شیرینی، غذای مهمانان و قضاوت اطرافیان را داشته باشد، فلسفه همدردی با بازماندگان کمرنگ خواهد شد.
مجلس ختم پیش از آنکه مجلس پذیرایی باشد، مجلس تسلیت و موعظه است؛ پیش از آنکه نمایش داشته باشد، باید آرامش داشته باشد.
از منظر اخلاق اسلامی نیز سادهزیستی و پرهیز از اسراف و تبذیر، ارزشهای روشنی هستند.
کمک به نیازمندان، اطعام محرومان و خیرات برای متوفی، اگر با نیت خیر انجام شود، میتواند معنای عمیقتری پیدا کند؛ اما شاید بهتر باشد در این زمینه نیز به جای رقابت در هزینهکرد، به اثری فکر کنیم که آن هزینه میتواند بر زندگی یک انسان نیازمند بگذارد.
اگر خانوادهای توان مالی بالایی دارد، چه نیکوست بخشی از هزینههایی را که ممکن است صرف یک پذیرایی چندساعته شود، به کار ماندگارتری اختصاص دهند؛ کمک به یک یتیم، تأمین هزینه تحصیل دانشآموزی نیازمند، درمان بیماری، تهیه جهیزیه برای خانوادهای محروم، ساخت یا تجهیز مسجد و مدرسه یا هر کار خیری که نام و یاد متوفی را با اثری ماندگار همراه کند.
در چنین نگاهی، حتی خیرات ساده نیز ارزش خود را پیدا میکند. مهم، اندازه سفره و قیمت پذیرایی نیست؛ نیت انسان و اثری است که از آن خیر باقی میماند. چه بسا کار خیری کوچک، اگر از دل و با اخلاص انجام شود، ارزشمندتر از هزینهای سنگین باشد که تنها برای جلب توجه دیگران صورت گرفته است.
از سوی دیگر، جامعه نیز مسئول است. نباید خانواده صاحب عزا را با توقعات خود تحت فشار قرار دهیم. وقتی از یک خانواده داغدار انتظار پذیرایی مفصل داریم، ناخواسته او را به سمت هزینههایی سوق میدهیم که شاید توان پرداخت آن را نداشته باشد.
بهتر است به جای پرسیدن اینکه «چه پذیراییای کردند؟» بپرسیم «چگونه میتوانیم غمشان را کمتر کنیم؟»
این تغییر نگاه، نیازمند همراهی همه است؛ خانوادهها، هیئتها، مساجد، تکایا، مداحان، روحانیون و حتی مهمانان مجالس عزا. اگر فرهنگ سادهگیری در این مراسم ترویج شود، بسیاری از خانوادهها نیز با آرامش بیشتری آن را خواهند پذیرفت.
به نظر میرسد مسئله اصلی فقط هزینههای مراسم عزاداری نیست، بلکه شکلگیری یک رقابت اجتماعی پنهان است که در آن، خانوادهها گاهی ناخواسته خود را با دیگران مقایسه میکنند.
ادامه این روند، هم فشار اقتصادی بر خانوادههای داغدار را افزایش میدهد و هم شکاف میان طبقات اجتماعی را در یکی از حساسترین موقعیتهای زندگی بیشتر نمایان میکند.
اصلاح این فرهنگ البته با دستور و سرزنش مردم امکانپذیر نیست؛ راه درست، بازگشت آرام و تدریجی به فلسفه واقعی سوگواری است.
اگر معیار احترام به متوفی از «هزینه بیشتر» به «خیر بیشتر» تغییر کند، هم حرمت درگذشتگان حفظ خواهد شد، هم خانوادههای عزادار از فشار چشموهمچشمی رها میشوند و هم بخشی از هزینههای سنگین میتواند به دست نیازمندانی برسد که شاید بیش از هر چیز به همین کمکها نیاز دارند.
عزاداری هرچه سادهتر، انسانیتر و معنویتر باشد، به فلسفه واقعی خود نزدیکتر است.





