به گزارش نسیم امروز، متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
در روابط بینالملل، اعتبار کشورها نه با شعارها و بیانیهها، بلکه با میزان پایبندی آنان به تعهدات و توافقات سنجیده میشود. تجربه دهههای گذشته نیز نشان داده است که هرگاه جمهوری اسلامی ایران با حسن نیت وارد گفتوگو و تفاهم شده، طرف آمریکایی با رویکردی مبتنی بر فشار، تهدید و نقض تعهدات، مسیر دیگری را برگزیده است.
امروز پس از گذشت قریب به یک ماه از امضای تفاهمنامه اخیر، بار دیگر واقعیتی آشکار شده که رهبر شهید انقلاب اسلامی سالها بر آن تأکید داشتند؛ اینکه آمریکا قابل اعتماد نیست و هرگونه توافق با این کشور بدون اخذ تضمینهای واقعی و مؤثر، نمیتواند منافع ملت ایران را تأمین کند.
امام شهیدمان بارها هشدار داده بودند که به وعدههای واشنگتن نباید دل بست و تجربه نشان داده است که آمریکاییها هر زمان منافع خود را در خطر ببینند، بهراحتی زیر میز توافق خواهند زد.
اعلام رسمی بازگشت محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا را میتوان پنجمین و مهمترین نقض تفاهم اخیر دانست. اقدامی که مستقیماً یکی از اصلیترین محورهای توافق، یعنی رفع محدودیتهای دریایی و تسهیل تردد کشتیها را هدف قرار داده است.
این اقدام در حالی صورت میگیرد که پیش از آن نیز واشنگتن در موضوع لبنان، آزادسازی منابع مالی ایران، صادرات نفت و برخی ترتیبات منطقهای، عملاً مسیر متفاوتی از مفاد تفاهم را در پیش گرفته بود.
آنچه امروز بیش از گذشته آشکار شده، بیاعتباری امضای رئیسجمهور آمریکا و ساختار تصمیمسازی این کشور است.
مردم ایران که سالها آثار تحریم، فشار اقتصادی و سیاستهای خصمانه واشنگتن را تجربه کردهاند، اکنون با نمونهای دیگر از عهدشکنی آمریکایی مواجه هستند.
این وضعیت تنها محدود به ایران نیست؛ بسیاری از کشورهای جهان نیز در سالهای اخیر شاهد خروج آمریکا از توافقها، پیمانها و تعهدات بینالمللی بودهاند و به همین دلیل اعتماد به واشنگتن در سطح جهانی با چالش جدی روبهرو شده است.
واقعیت آن است که آمریکا همواره تلاش کرده از مذاکره بهعنوان ابزاری برای تحمیل خواستههای خود بهره ببرد، نه مسیری برای دستیابی به توافقی عادلانه و پایدار. از همین رو هر بار که منافع این کشور اقتضا کرده، تعهدات خود را نادیده گرفته و مسیر فشار و تهدید را جایگزین گفتوگو کرده است.
اکنون که مقامات آمریکایی از تشدید اقدامات خصمانه علیه ایران سخن میگویند و حتی موضوع درگیری و جنگ را به نهادهای تصمیمگیر خود گزارش کردهاند، به نظر میرسد تفاهم اسلامآباد عملاً کارکرد و اعتبار خود را از دست داده است. وقتی یکی از طرفهای توافق نهتنها به تعهدات خود پایبند نیست، بلکه همزمان بر طبل تهدید و فشار میکوبد، دیگر زمینهای برای ادامه گفتگوها و مذاکرات باقی نمیماند.
در چنین شرایطی، منطقیترین راهبرد برای جمهوری اسلامی ایران، تکیه بر ظرفیتهای داخلی، تقویت توان بازدارندگی و بازنگری جدی در روند مذاکرات است؛ زیرا وقتی طرف مقابل عملاً توافق را پایانیافته تلقی میکند، ادامه گفتوگو بدون دریافت تضمینهای معتبر و قابل اجرا، دستاوردی برای ملت ایران به همراه نخواهد داشت.





