- .
خراسان شمالی؛ فاصله میان ظرفیت و نتیجه
یک فعال رسانه در خراسان شمالی در یادداشتی به فاصله میان ظرفیت های این استان و نتایج آن پرداخت و نوشت: توسعه را با داشتهها نمیسنجند.
به گزارش نسیم امروز، متن یادداشت خادمی مدیر مسئول روزنامه نسیم خراسان شمالی به شرح زیر است:
استانی که از معادن و زمینهای کشاورزی تا جاذبههای طبیعی و تاریخی، نیروی انسانی مستعد و موقعیت جغرافیایی قابلتوجه برخوردار است، باید بتواند سهم بیشتری از فرصتهای اقتصادی و توسعهای به دست آورد. بااینحال، در خراسان شمالی همچنان فاصلهای معنادار میان آنچه وجود دارد و آنچه در زندگی روزمره مردم احساس میشود، دیده میشود؛ فاصلهای که خود را در محدودیت فرصتهای شغلی، ضرورت تقویت زیرساختها، دشواری جذب سرمایهگذاری و نگرانی خانوادهها از آینده اقتصادی نشان میدهد.
مسئله اصلی این نیست که خراسان شمالی ظرفیت توسعه ندارد؛ پرسش این است که چرا بخشی از این ظرفیتها هنوز به اشتغال پایدار، درآمد بیشتر و رفاه عمومی تبدیل نشدهاست؟ پاسخ به این پرسش، نقطه آغاز بازنگری در شیوه برنامهریزی و مدیریت توسعه استان است.
ظرفیتهای فراوان، حلقههای مفقوده توسعه
خراسان شمالی در حوزه معدن، کشاورزی، دامداری، گردشگری و صنایع مرتبط، فرصتهای متعددی برای رونق اقتصادی دارد. اما وجود منابع طبیعی یا تولید محصولات کشاورزی، بهتنهایی ضامن توسعه نیست. آنچه اهمیت دارد، زنجیرهای از اقدامات هماهنگ است که منابع اولیه را به محصول نهایی، ارزش افزوده و بازار فروش متصل کند.
در بخش کشاورزی، اگر تولیدکننده ناچار باشد محصول خود را بدون برخورداری از امکانات کافی برای فرآوری، بستهبندی، نگهداری و بازاریابی عرضه کند، بخش مهمی از ارزش اقتصادی محصول نصیب حلقههای دیگر زنجیره خواهد شد. توسعه صنایع تبدیلی، تکمیل زنجیره تولید و حمایت از تعاونیهای محلی میتواند درآمد کشاورزان را افزایش دهد و همزمان زمینه اشتغال جوانان را فراهم کند.
در بخش معدن نیز استخراج مواد اولیه، اگر با فرآوری، صنایع پاییندستی و استفاده از نیروی کار بومی همراه نباشد، نمیتواند تمام ظرفیت اقتصادی این حوزه را بالفعل کند.
توسعه معدنی زمانی به سود پایدار منطقه تبدیل میشود که سهم آن در ایجاد مشاغل تخصصی، رونق کسبوکارهای محلی و افزایش درآمدهای اقتصادی استان قابلاندازهگیری باشد.
گردشگری نیز از همین قاعده پیروی میکند. جاذبههای طبیعی، فرهنگی و تاریخی زمانی به منبع درآمد تبدیل میشوند که زیرساخت مناسب، خدمات حرفهای، اقامتگاههای استاندارد، حملونقل قابلاتکا و برنامه بازاریابی مؤثر در کنار یکدیگر قرار گیرند. معرفی جاذبهها بدون فراهمکردن امکان اقامت، خرید و تجربه مطلوب برای گردشگران، بهتنهایی نمیتواند اقتصاد گردشگری را تقویت کند.
سرمایهگذاری؛ فراتر از دعوت و همایش
یکی از حلقههای مهم توسعه، سرمایهگذاری است؛ موضوعی که تحقق آن به بیش از برگزاری نشستها و معرفی فرصتها نیاز دارد. سرمایهگذار پیش از ورود به یک منطقه، درباره زیرساختها، دسترسی به بازار، تأمین انرژی و آب، روند صدور مجوزها، ثبات تصمیمها و امکان بازگشت سرمایه ، تحقیق و بررسی میکند.
اگر فرایند اداری طولانی باشد، مسئولیت دستگاهها روشن نباشد یا سرمایهگذار برای حل مشکلات یک طرح میان نهادهای مختلف سرگردان شود، حتی فرصتهای اقتصادی جذاب نیز ممکن است به مرحله اجرا نرسند.
ازاینرو، تسهیل سرمایهگذاری باید از سطح شعار فراتر رود و به برنامهای اجرایی با مسئولیت مشخص، زمانبندی روشن و پاسخگویی مستمر تبدیل شود. شناسایی موانع هر طرح، تعیین دستگاه مسئول، پیگیری منظم و انتشار گزارش پیشرفت پروژهها میتواند اعتماد فعالان اقتصادی را تقویت کند.
در این مسیر، سرمایهگذاری بخش خصوصی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا منابع دولتی بهتنهایی پاسخگوی همه نیازهای توسعهای استان نیست. هنر مدیریت استانی آن است که منابع محدود عمومی را بهگونهای هدایت کند که زمینه ورود سرمایههای خصوصی، مشارکت تعاونیها و گسترش کسبوکارهای کوچک و متوسط فراهم شود.
نیروی انسانی؛ سرمایهای که نباید هدر برود
توسعه بدون توجه به نیروی انسانی، توسعهای ناقص خواهد بود. جوانان تحصیلکرده و نیروهای ماهر استان زمانی میتوانند موتور پیشرفت باشند که میان آموزش، مهارتآموزی و نیاز واقعی بازار کار ارتباط برقرار شود.
اگر آموزشها با نیاز صنایع، کشاورزی نوین، گردشگری و فناوری هماهنگ نباشد، هم بنگاههای اقتصادی با کمبود نیروی متخصص مواجه میشوند و هم بخشی از جوانان برای یافتن فرصت شغلی مناسب ناچار به ترک استان خواهند شد.
بنابراین، توسعه آموزشهای مهارتی، حمایت از کارآفرینی، تقویت مشاغل دانشبنیان و فراهمکردن امکان رشد کسبوکارهای محلی باید در کانون برنامههای اقتصادی قرار گیرد. هدف صرفاً ایجاد هر نوع شغل نیست؛ بلکه باید فرصتهای شغلی پایدار، مولد و متناسب با تواناییهای نیروی انسانی توسعه یابد.
البته باید گفت که مشکلات توسعهای خراسان شمالی را نمیتوان صرفاً به عملکرد یک دستگاه یا تصمیمهای یک دوره مدیریتی نسبت داد. محدودیت منابع مالی، دشواری تأمین زیرساختها، نوسانهای اقتصادی و پیچیدگی فرایندهای ملی نیز در کندی اجرای طرحها مؤثرند. بااینحال، پذیرش این محدودیتها نباید به توجیهی برای تداوم فاصله میان ظرفیت و نتیجه تبدیل شود.
استان برای عبور از این وضعیت، بیش از هر چیز به اولویتبندی روشن نیاز دارد؛ اولویتبندیای که پروژههای دارای بیشترین اثر بر اشتغال، درآمد خانوارها و بهبود کیفیت زندگی را در صدر برنامهها قرار دهد. در کنار آن، باید برای هر ظرفیت اقتصادی، مسیر مشخصی از شناسایی فرصت تا جذب سرمایه، تولید، بازاررسانی و ایجاد اشتغال تعریف شود.
مدیریت موفق نیز باید با شاخصهای قابلاندازهگیری ارزیابی شود: چه تعداد شغل پایدار ایجاد شده است؟ چه میزان سرمایهگذاری به مرحله بهرهبرداری رسیده؟ درآمد تولیدکنندگان تا چه اندازه افزایش یافته و چه تعداد از طرحهای نیمهتمام به نتیجه رسیدهاند؟
خراسان شمالی برای توسعه، نه فاقد ظرفیت است و نه از نیروی انسانی مستعد بیبهره. آنچه ضرورت دارد، پیوند مؤثر میان ظرفیتها، تصمیمها، منابع و اجراست.
مردم حق دارند نتیجه برنامهها را نه فقط در گزارشهای رسمی، بلکه در زندگی خود ببینند؛ در فرصت شغلی مناسب برای فرزندانشان، درآمد مطمئنتر برای تولیدکنندگان، رونق کسبوکارها و امید بیشتر به آینده.
پرسش نهایی این است: آیا میتوان از استانی برخوردار از ظرفیتهای متنوع سخن گفت، بیآنکه درباره میزان بهرهبرداری از این ظرفیتها پاسخ روشنی ارائه کرد؟ زمان آن رسیده است که معیار موفقیت توسعه در خراسان شمالی، از تعداد فرصتهای شناساییشده و طرحهای اعلامشده، به میزان فرصتهای تحققیافته و تغییرات ملموس در زندگی مردم منتقل شود. فاصله میان ظرفیت و نتیجه، همان نقطهای است که سیاستگذاری، مدیریت و پاسخگویی باید در آن به یکدیگر برسند.
نظر دادن
از پر شدن تمامی موارد الزامی ستارهدار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.
































